پنجشنبه 13 تير 1387 [ نمایش ها 243 مرتبه ]
سلام
بالاخره با هزار بدبختی برشون گردوندم.
رفتم پیش هادی ( رد ریکاوری ) بیشتر چیزاما ریکاوری کرد.
هنوز کامل تست نکردم اما فکر کنم همه چیزم سالم باشه.
این درس عبرتی بشه برای من که دیگه با لینوکس شوخی نکنم
یا حق
پنجشنبه 13 تير 1387 [ نمایش ها 272 مرتبه ]
سلام
باباجون چشاتو باز کن.
همینجور یه کاری را انجام نده.
گند میزنی به همه چیز بعدش میگی خدا چرا اینحوری میشه.
خوب وقتی دستور اشتباهی میدی هاردت میپره!!!
حالا بشین گریه کن.
دیگه که هاردت بر نمیگرده.
چشمت کور بشه اون دستور مسخره را اجرا نمیکردی.
درس عبرتی بشه برای دفعات بعدت
دوشنبه 10 تير 1387 [ نمایش ها 441 مرتبه ]
سلام
خوبی؟
عالیم.امشب خیلی رو فرم هستم.
از شر امتحانا خلاص شدم.
از فردا صبح شروع به کار میکنم.
بدون کارکردن میمیرم.
یه سری مشکل با خودم داشتم که کلا حلش کردم.
یه سری از دوستان نمیفهمن که ارزش رفاقت چقدر هستش و اصلا چرا آدم نیاز داره که با کسی دوست بشه.
هر کاری میکنی اشتباه برداشت میکنند و فکر میکنند داری ازشون محبت گدایی میکنی.
نه بابا این خبرا نیست اما ارزش رفاقت بیش از این حرفاس.
من دیگه زورما زدم.از این لحظه هم دیگه حاضر نیستم هیچ کدومشونا ببینم و باشون حرف بزنم.
همشون برند گم شند.به جهنم که رفتن.
همیشه توی مشکلات کنارشون باشی ولی با کوچکترین چیزی ولت کنند و برند.
همون بهتر که نباشین.
هیچ نیازی بهتون ندارم.
این همه دوست و رفیق دارم که همیشه کنارم هستند.
اینقدر کار دارم که وقت سر خاروندن ندارم چه برسه به دور هم جمع شدن با رفقا.
حیف که خودتون نشون دادین ارزششا ندارین وگرنه با هم خیلی راحت دوست میموندیم.
====================
جشن انتشار نسخه ی 3 فایرفاکس هم امروز برگزار شد و من و روزبه و زهرا اونجا بودیم.
200 نفری فکر کنم جمعیت بود.
واقعا جالب بود که این همه طرفدار فایرفاکس بودن.
====================
و اما خبر داغ داغ
بالاخره منم لینوکس نصب کردم.
با هر زوری بود امروز رفتم پیش روزبه ( مرد لینوکس ) و ابونتوی 8.4 را برام نصب کرد.
اولش کارت گرافیکم نصب نشد ولی با آپدیتی که انجام داد نصب شد و منم بالاخره از محیط 3 بعدی لینوکس بهره مند شدم.
عجب فازی میده این محیط 3 بعدی!!!
از اونجایی که مدمم مشکل داشت هنوز بی مدم هستم و نمیتونم از لینوکس به اینترنت وصل بشم.
نسخه ی 3 فایرفاکس برای لینوکس را هم روی لینوکسم نصب کردم.
کم کم باید با لینوکس کار کنم و نرم افزارهای اونا بشناسم.
چون لینوکس خیلی فاز میده و کسی ازش سردر نمیاره.
یا حق
يكشنبه 9 تير 1387 [ نمایش ها 603 مرتبه ]
سلام
خاطرات گذشته با یک نگاهش برام زنده شد.
اشک تو چشام جمع شد و از کنارش رد شدم.
آهی کشیدم و خودما لعنت کردم.
اون که حتی صداش بم آرامش میداد حالا نگاهش آتیش به جونم میزنه.
منم و یه دنیا حرف نگفته.
من و یه دنیا پشیمونی.
کاش ذهنم یه shift + delete داشت و میزدم و خاطرات گذشتما برای همیشه پاک میکردم.
آخه تا کی همین آدما را ببینم و یاد خاطراتم بیوفتم.
اگه فقط یه ذره گذشت داشتند دوباره کنار هم جمع میشدیم.
حالا توی این وضعیت شیمی تجزیه را میوفتم.
ای خدا این بنده ی ضعیفتا کمک کن.
بدرود.
شنبه 8 تير 1387 [ نمایش ها 659 مرتبه ]
سلام
داشتم شیمی تجزیه میخوندم.
دعا کنید اینا پاس کنم.
ردپاشو دیدم.
دلم گرفت.
کاش دوباره همه چیز خوب بشه.
جمعه 7 تير 1387 [ نمایش ها 754 مرتبه ]
سلام
خوبی؟
عجب این چرخ روزگار داره برای من یه جوری میچرخه.
همه چیز قاطی شده.
این تصادف هم که مثل ضربه ی نهایی بود که با تمام قدرت به ریشه من زده شد.
گرچند مقصر رنویی بود ولی پدرم در اومده و این بیمه ی طرف هم که اصلا داغون ترین بیمه ی دنیاست ( بیمه ی توسعه !!! )
واقعا خیلی خفن زدم ماشینا ترکوندم کاپوت و چراغ جلو و سپر و گلگیر و رادیاتور و ... را که کلا نابود کردم همش یه طرف صافکاره میگفت شاسی ماشین هم یکم له شده!!!
تقریبا یک ملیون و دویست بگفت خرجشه حالا خدا داند که چقدر برام تموم بشه این بیمه ی هم گفته سیصد یا فوقش چهارصد تومنشا میدم.
بابامم که ماشین سالم از من میخواد تا قرون آخرشا باید خودم بدم.
هر چی کار میخواستم توی تابستون بکنم کلا انگار نابود شده.( از مسافرت شمال گرفته تا استخدام بازاریاب و خریدن یه ماشین کوچیک و...)
واقعا اشکم در اومده.
دیگه حوصله ندارم.
دیگه برام هیچ چیزی نیست.
به قول وحید جادوم کردن.( ببین اخر عمریه چه حرفایی میزنم )
باید برم و طلسم بشکونم.
دیگه واقعا از این اوضاع خسته شدم.
هر روز یه اتفاق آخه تا کی؟
هر چقدر هم من مقصر باشم اما دیگه این کار یه حدی داره و یه جا باید تموم بشه.
از اون طرف استرس درس که اصلا نمیدونم درساما پاس میشم یا نه و از طرف دیگه دوستام و از طرف دیگه تصادف و ....
یه توصیه به تمامی دوستانی که شیمی تجزیه جزو واحدهایی هست که باید بگذرونند میکنم :
تا جایی که میتونی این شیمی تجزیه را نگیر و موقعی بگیرش که وقت داشته باشی که بشینی و تمام مسائلش را با 3 سبک متفاوت حل کنی.
سبک اول : روش حل المسائل
سبک دوم : روشی که استاد درس میگه
سبک سوم : روشی که استاد آزمایشگاه درس میگه
واقعا مکافاتیه.
اولش کتاب شیمی تجزیه نداشتم ولی حالا 3 تا از دوستام برا اوردن!!!
خوب دیگه برم یه خاکی توی این سرم بکنم ببینم میشه این شیمی تجزیه را پاس کنم یا نه.
بدرود
چهارشنبه 5 تير 1387 [ نمایش ها 922 مرتبه ]
يكشنبه 2 تير 1387 [ نمایش ها 1086 مرتبه ]
سلام
بالاخره پیداش کردم
فایل زیر را بگیرین :( حتما دقت کنید که فایل قدیمی را نگیرید و فایل را از تو کش کامپیوترتون دریافت نکنید !!!)
http://parsibox.com/p_java/lang_fa.js
حالا هر جا میخواین فارسی بنویسین کد زیر را به فیلدتون اضافه کنید :
lang="fa"
دمش گرم.
خیلی بم حال داد.
يكشنبه 2 تير 1387 [ نمایش ها 1103 مرتبه ]
سلام
خوبین؟
آره دیگه منم رو فرمم.
الان 3-4 روزی هست که فایرفاکس 3 را نصب کردم و دارم باش کار میکنم.
خداییش اولش خیلی رو اعصابم راه رفت اما حالا همه چیز خیلی عالی شده.
سرعت باز شدن برنامه نسبت به ورژن 2 زیادتر شده اما من در مورد سرعت اجرا فقط و فقط OPERA را قبول دارم با اون سرعت فوق العادش!!
یک سری مشکلات ریز را فایرفاکس برطرف کرده ولی به نظر من تغییرات زیادی نکرده.
از جمله تغییرات خوبی که انجام شده تغییر در دکمه های back و forward هستش و بهینه کردن کارایی دکمه های انتخاب فایل مثل این :
شما هر جا کلیک کنید میتونید فایل را انتخاب کنید.
چیزای دیگه ای که به نظر من خوب شده view source و اینکه با قطع اینترنت خود فایرفاکس به حالت work ofline میره.
بخش bookmark و address bar هم که خیلی خوب شدند.
اما برای من توی این چند روز مشکلاتی به وجود اومده که قبلا اصلا با فایرفاکس چنین مشکلاتی نداشتم.
بعضی وقتا برنامه کلا هنگ میکنه و هیچ کدوم از دکمه هاش کار نمیکنه.
حتی در باز شدن خود برنامه هم اروری دیدم که خیلی برام مسخره بود.
اکستنشن های قدیمی کار نمیکنند.
سرور موزیلا به شدت قاطی کرده و به سختی سایتش باز میشه.
اشکالاتی به وجود اومد که اصلا از موزیلا انتظار نداشتم.
الان ورژنی از اکستنشن firebug که روی فایرفاکس 3 کار میکنه کار کردن باهاش خیلی سخت شده.
بخش آپدیت اکستنشن ها به شدت مشکل داره.
هر چی میزنی آپدیت پیدا کنه 2-3 تا اکستنشن را پیدا میکنه ولی بقیه را پیدا نمیکنه.
مثلا برای همین firebug اصلا نمیفهمید که ورژن جدیدش چیه و همین طور برای google pagerank status باید ورژن قدیمی را خودت پاک میکردی و ورژن جدید را نصب میکردی.
از وقتی که OPERA ورژن 9.5 را نصب کردم و قابلیت ها اونا دیدم یکم نسبت به فایرفاکس دلسرد شدم.
اپرا واقعا عالی بود فقط چند مشکل اساسی داشت ولی به جاش قابلیت های خیلی جالبی داشت از جمله cached images که امکان کش کردن تصاویر را میداد.
بهترین نکته ی مثبت اپرا سرعت فوق العاده ی اون هستش.
نقطه ضعف اپرا در نمایش سایت ها هستش و همین طور select متن .
یه خصوصیت خیلی عالی اپرا صفحه ی blank اون هستش که مثل یه bookmark سریع عمل میکنه که من خیلی ازش خوشم اومد.
خیلی دنبالش گشتم که تو فایرفاکس اینا پیدا کنم و به طور تصادفی پیداش کردم!!!
اکستنشن fast dial همین کار را میکنه و توی توضیحاتش نوشته که دقیقا مشابه اپرا!!!!!
ذکر این نکته ضروریه که برای من اینا مهم بود وگرنه فایرفاکس 3 خیلی امکانات جدید دیگه ای داره که من ازشون نام نبردم
یا حق
جمعه 31 خرداد 1387 [ نمایش ها 1316 مرتبه ]
عاشقی مایه ی درد است ، چه هجران چه وصال ، خسرو از عشق جدا نالد وفرهاد جدا
====
ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد، از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد
====
زندگی همچون بادکنکی در دستان کودکی است ،که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد
====
در این دنیای نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند منه خوش باور نادان ، محبت آرزو کردم
جمعه 31 خرداد 1387 [ نمایش ها 1320 مرتبه ]
سلام
خوبین؟
من که خیلی بهتر شدم.
فقط و فقط ای کاش همش حقیقت داشته باشه و شر این موضوع برای همیشه کنده شده باشه.
موضوعی که روم سیاه اینقدر زشت هستش که نمیتونم بگم ( بهار منظورم تو بودی )
من موندم و یک سری مشکلات کوچیک که توی هفته ی آینده امیدوارم اونا هم حل بشن.
ای کاش روند گذشته را در پیش نگیرم.
ای کاش اون چیزی که تو سرم دارم به واقعیت تبدیل بشه.
============
اون چیزی که مثل روز برام روشن هستش اینکه من 2 تا تصمیم گرفتم که حتما پای این 2 تا تصمیمم وایمیسم.
این چند وقت همش فکر میکردم که مقصر تمام اتفاقات اخیر منم ولی 2 تا دوست بام حرف زدن و نظرشون را گفتند.
به نظرشون اونا خیلی بیشتر از من مقصر بودن و این اتفاقات فقط برای من بد نشده بلکه برای اونا بیشتر از من بد شده.
خوب منم که دیگه کلا بیخیال همه چیز شدم.
فعلا شعار ما این هستش : هر چی پیش آید تو غم مخور!!!
============
پسرخالم 3ماه از سربازیش مونده و از اول تیر میره که در لباس مقدس سربازی به کشور خدمت کنه.
این سربازیم راه در رو برای من یکی نداره.
وگرنه همین الان درسا ول میکردم و میشستم سر کار برنامه نویسی خودم.
فکر نکنم با صنایع غذایی به جایی برسم مخصوصا با این نمره های درخشانی که این ترم میگیرم!
===========
برو بچه های عزیز من فعلا در حال یادگیری چند موضوع هستم و بعد از 10 تیر یک سری مقاله ی آموزشی در این وبلاگ قرار میدم.
پس لطفا سوالای php و آژاکس ,جاوا اسکریپت و ... را بزارید برای بعد از 10 تیر.
==========
من ساده فکر میکردم تو همیشه بامنی
کاش از اول میدونستم تو فکر رفتنی و...
========
یا حق
چهارشنبه 29 خرداد 1387 [ نمایش ها 1502 مرتبه ]
دوشنبه 27 خرداد 1387 [ نمایش ها 1679 مرتبه ]
هیچی برای گفتن ندارم.
باید یه شروع دوباره داشته باشم.
این زندگی مفتش نمیرزه.
باید به زندگی بها بدم.
خدایا کمک کن.
میخوام از کارای زشتم دست بردارم.

يكشنبه 26 خرداد 1387 [ نمایش ها 1725 مرتبه ]
سلام
زیادم مهم نیست.
رفتند که رفتن.
بیخیال.
بهتر که رفتن.
حالا آزاد شدم.
برنامه های خودم را اجرا میکنم.
اصلا هیچ اتفاق مهمی نیوفتاده.
تنها بدیش این بود که اشتباه از من بود.
تا حالا کم کوتاه نیومدم انتظار داشتم فقط یه بار هم اون کوتا بیاد.
حالا که کوتا نیومد دیگه منمم بیخیال شدم.
گرچند که اصلا شک ندارم که به 1 ماه نرسیده دلشون تنگ میشه ولی من دیگه نمیخوام هیچ کدومشونا ببینم.
اینقدر کارای خوب توی رفاقت کردم که یه کار احمقانه فقط یه مدت کوتاه می تونه چشماشونا بسته نگه داره اما بعدش چشمشون باز میشه.
مهم نیست.
بچه های دیگه هستند همه کمک میکنند که این مدت هم سپری بشه و دوباره همه چیز عادی بشه.
یه برنامه ی قشم با چندتا از بچه ها جور میکنم و با روزبه و امیر هم که بعد از امتحانا کار دارم و متین و پرویز هم که هستند.
زهرا هم که مثل یه خواهر کنارم هست.
حامد ( ساعتی ) و امین ( حسینی ) هم که تابستون با هم خیلی کار داریم.
فرشاد و یه سری آدم دیگه هم هستند که باهم کار داریم.
بد نیست.بالاخره روزگار میگذره.
مهمتر از همه ی اینا احسان ( مرد رادیو ) هستش که قراره با هم تابستون یه کارایی بکنیم.
اما دلم برای یه نفر تنگ میشه.
عجب ای خدا.
یا حق







