جمعه 31 خرداد 1387 [ نمایش ها 1319 مرتبه ]
سلام
خوبین؟
من که خیلی بهتر شدم.
فقط و فقط ای کاش همش حقیقت داشته باشه و شر این موضوع برای همیشه کنده شده باشه.
موضوعی که روم سیاه اینقدر زشت هستش که نمیتونم بگم ( بهار منظورم تو بودی )
من موندم و یک سری مشکلات کوچیک که توی هفته ی آینده امیدوارم اونا هم حل بشن.
ای کاش روند گذشته را در پیش نگیرم.
ای کاش اون چیزی که تو سرم دارم به واقعیت تبدیل بشه.
============
اون چیزی که مثل روز برام روشن هستش اینکه من 2 تا تصمیم گرفتم که حتما پای این 2 تا تصمیمم وایمیسم.
این چند وقت همش فکر میکردم که مقصر تمام اتفاقات اخیر منم ولی 2 تا دوست بام حرف زدن و نظرشون را گفتند.
به نظرشون اونا خیلی بیشتر از من مقصر بودن و این اتفاقات فقط برای من بد نشده بلکه برای اونا بیشتر از من بد شده.
خوب منم که دیگه کلا بیخیال همه چیز شدم.
فعلا شعار ما این هستش : هر چی پیش آید تو غم مخور!!!
============
پسرخالم 3ماه از سربازیش مونده و از اول تیر میره که در لباس مقدس سربازی به کشور خدمت کنه.
این سربازیم راه در رو برای من یکی نداره.
وگرنه همین الان درسا ول میکردم و میشستم سر کار برنامه نویسی خودم.
فکر نکنم با صنایع غذایی به جایی برسم مخصوصا با این نمره های درخشانی که این ترم میگیرم!
===========
برو بچه های عزیز من فعلا در حال یادگیری چند موضوع هستم و بعد از 10 تیر یک سری مقاله ی آموزشی در این وبلاگ قرار میدم.
پس لطفا سوالای php و آژاکس ,جاوا اسکریپت و ... را بزارید برای بعد از 10 تیر.
==========
من ساده فکر میکردم تو همیشه بامنی
کاش از اول میدونستم تو فکر رفتنی و...
========
یا حق






