پنجشنبه 11 بهمن 1386 [ نمایش ها 1641 مرتبه ]
سلام
خوبین؟
امروز خیلی حال کردم.
با اینکه امتحان علوم باغی داشتیم اما خیلی خوشحال هستم.
امروز نمره ی شیمی آلی را زده بودند.
امتحانی که به خاطرش 4 تا قرص خوردم و یک هفته از ترس افتادن خواب راحت نداشتم.
رفتم نمرم را ببینیم و لیست اول را دیدم اما اسمم نبود.
یه لیست دیگه هم بود.
دیدم وای همه ی نمره ها پایین هستش و تقریبا 50 % بچه ها را انداخته و بقیه هم 11 و 12 بودند.
یه نمره ی بالا اون وسط لیست دیدم.دیدم نوشته محسن داوری 15.
از خوشحالی بال در اوردم.
فکر کردم نمره ی بالای کلاس شدم اما یه دخترا 17 شده بود.
خیلی خیلی ذوق کردم.
واقعا نمیدونم چجوری این نمره را به من داده بود.
استادمون خیلی خوب بود.خانوم خزدوز.
همیشه سر کلاس خوش برخورد و پر از هیجان بود.
منم بش خیلی حال میدادم.بیشتر سوالای را من پای تخته حل میکردم و خیلی توی کلاس بش تیکه مینداختم.
همیشه مکانیسم ها را من مینوشتم.با اینکه یه خانوم بود اما کم نمیورد و پا به پای بچه جواب تیکه های بچه ها را میداد.
یکی از دلایلی که شیمی آلی را تونستم تا حدودی خوب بخونم همین استادش بود.
نمره های ریاضی 2 را هم زده بودن.اونم میترسیدم بیوفتم یا اینکه با 10 پاس کنم.
وقتی نمرم را دیدم شاخ در اوردم.14.
هیچ کسی را ننداخته بود.
خداییش این زهرا حاتمی ( استاد ریاضی ) خیلی استاد دلسوزی هستش.
هرکسی توی دانشگاه ریاضی داره به نظر من با این بگیره و به راحتی پاس کنه!
این درسایی که میترسیدم را پاس کردم اما امتحان میکروب به قدرسی سخت بود که نمیدونم چه گندی زدم.
مخصوصا اینکه نیک آیین ( استاد آزمایشگاه میکروب { همون لامسب که فقط دخترا را میبینه } ) گفته بالاترین نمره ی پسر ها 3 از 6 بوده ولی نمره ی دخترا احتمالا پایین ترینشون 3 بوده!
این ترم واقعا سنگین بود.
من که توی عمرم اهل تقلب کردن نبودم مجبور شدم تقلب کنم .
تاحالا برای نمره ی بالا تلاش میکردم اما این ترم برای پاس کردن میجنگیدم.
بیشتر بچه هایی که میشناختم این ترم همه خطر مشروط شدن با حذف ترم دارن.
بچه ها برای یه دوستام دعا کنید.دعا کنید حتما همه ی درسا را پاس کنه.
من نمیدونم چی بگم اما میدونم خیلی تلاش کرد اما سوال ها یه جوری بودن.
اصل موضوع درس مورد سوال نبود.فقط به جزئیات بسیار ریز و مثال ها توجه شده بود.
همش لغت انگلیسی بود.
ما هنوز داریم امتحانای ترم قبل را میدیم ولی علی ترم جدیدش شروع شده ( علی دانشگاه اصفهان میره )
خیلی بد شد.میخواستیم با هم یه شمال بریم ولی برنامه ی امتحانامون از زمین تا آسمون با هم فرق داشت.
یه امتحان دیگه مونده.13 بهمن امتحان زراعت.
این را هم بدم و آزاد بشم.
اینقدر امتحان دادم که بدنم کوفته شده.میخوام برم شنا و فوتبال و یکم آزاد باشم.
دلم برای باغ تنگ شده.
بریم و چند دست شلم بزنیم.قلیون بکشیم و جوجه به سیخ بکشیم.
خدایا همه چیز دست خودته.
هیچ کسی را تنها نزار.
هیچ کسی را در حسرت چیزی نزار.
من که برای شیمی آلی کلی نزر کردم.باید 1 هفته برم و نزرامو انجام بدم.
فعلا یا حق







