شنبه 25 اسفند 1386 [ نمایش ها 1904 مرتبه ]
سلام
خوبی؟
چه خبر؟
چیکار میکنی؟
این فیلم شهریار را که میبینم یه حس خوبی بم دست میده.
عجب فضای خوبی داره.
همه چیز به شکل سنتی هست.
قلیون و فضای طبیعی و خونه های قدیمی و ...
بعضی وقتا دوست دارم کاش منم توی اون دوران بودم.
کاش یه لقه نون و پنیر میخوردم ولی از همون نون و پنیر لذت میبردم.
روی همین حساب سعی میکنم با دوستم علی هر وقت میتونیم بریم باغشون و توی حال و هوای قدیم باشیم.
خداییش قدیما زندگی خیلی ساده تر و بهتر بوده.
درسته که کامپیوتر و هزارتا چیز دیگه نداشتن اما خیلی چیزا داشتن که به نظر من ارزشش خیلی بیشتر از خیلی چیزایی هست که ما داریم.
قدیما خیلی راحت مردم از هم قابل تشخیص بودن و هر کس مشخص بود که چجور آدمیه .
اگه مذهبی بود مشخص بود , اگه دنبال خوش گذرونی بود مشخص بود ....و اگه عقیده ی خاصی داشت کاملا واضح و شفاف بود.
اما امروزه حتی به اون افراد به ظاهر برجسته ی مذهبی هم نمی شه اعتماد کرد و اصلا نمیشه فهمید که چه کسی چه اخلاقی داره.
حرفای این استاد اقتصادمون خیلی روی من تاثیر گذاشته.
تقریبا تا اینجای کار 90 % عقایدش را قبول دارم.
دفعه ی آخر که رفته بودیم باغ یه سفره پهن کردم و نون خشک آب زدم و یه بسته پنیر و یه بسم الله گفتیم و شروع کردیم به خوردن.
اینقدر لذت بردم که نگو.
کار سختی نیست فقط نباید عجله کنی و با حوصله یه سفره پهن کنی و یکم پنیر و ...!
یه بار امتحان کن !
یا حق






